یکسان ایران سیاسی فرزندان شورای شهر اصلاح طلبان

یکسان: ایران سیاسی فرزندان شورای شهر اصلاح طلبان انتخابات شورای شهر اخبار سیاسی و اجتماعی

گت بلاگز اخبار حوادث فوت مرموز زن جوان فراری در قرار خیابانی

زن جوان متأهل که جهت چندمین بار از منزل فرارکرده بود، درجریان ملاقات با مرد غریبه، به نحوه مرموزی جان باخت.

فوت مرموز زن جوان فراری در قرار خیابانی

عبارات مهم : ایران

زن جوان متأهل که جهت چندمین بار از منزل فرارکرده بود، درجریان ملاقات با مرد غریبه، به نحوه مرموزی جان باخت.

کشور عزیزمان ایران نوشت: پرونده این ماجرا از17 اردیبهشت امسال و به دنبال شکایت خانواده زن جوان دردستوررسیدگی تیم های جنایی شهر های مینودشت و پایتخت کشور عزیزمان ایران قرارگرفت.

به دنبال این شکایت مرد جوان درتهران شناسایی و دستگیر شد. او درنخستین بازجویی گفت: حدود یکسال و نیم قبل با مهسا در خیابان های مینودشت آشنا شدم. تمامی ارتباط ما در حد تماس تلفنی بود. حتی در اینترنت هم ارتباطی نداشتیم. پیشنهاد دوستی را مهسا به من داد که ارتباط ما ازهمان وقت شروع شد. او مدام با من تماس می گرفت و آه و ناله می کرد.از زندگی با شوهرش می نالید ودایم از اتفاقاتی که برایش رخ داده بود می گفت. اوایل دلم به حالش می سوخت، ولی بعد از مدتی از دست کارها و رفتارهایش خسته شدم و به پایتخت کشور عزیزمان ایران آمدم وبه عنوان پیک موتوری مشغول کارشدم. ولی چندی قبل متوجه شدم او از منزل فرار کرده است.

فوت مرموز زن جوان فراری در قرار خیابانی

به همین خاطر هنگامی که خانواده اش با من تماس گرفتند قول دادم که دخترشان را پیدا می کنم. به همین خاطر با مهسا تماس گرفتم و با او قرار گذاشتم و محل قرار و وقت را نیز به خانواده اش گفتم. آنها هم خیلی سریع خودشان را به محل قرار رسانده و مهسا را با خود بردند. ولی دی ماه سال گذشته دوباره با من تماس گرفتند و گفتند که مهسا فرار کرده و به پایتخت کشور عزیزمان ایران آمده هست. این بارهم من با یک قرار صوری او را به خانواده اش برگرداندم.بعد از آن فرار رابطه ام با مهسا کم و تماس هایمان نیز هر چند وقت یکبار شد، ضمن اینکه خیلی سریع خانواده ام به خواستگاری دختری رفتند و قرار و مدارهای ازدواج را گذاشته بودیم که ساعت 11 پنجشنبه گذشته مهسا با من تماس گرفت. گفت دوباره فرار کرده و با التماس از من خواست او را ببینم.

اول قبول نکردم ولی بالاخره حرف هایش دلم را به درد آورد. من که درشهرستان مینودشت- استان گلستان- بودم خیلی سریع راهی پایتخت کشور عزیزمان ایران شدم تا او را ببینم. همان موقع قرار را جهت ساعت 9 صبح جمعه 15 اردیبهشت گذاشتیم. چون شماره تماس خانواده مهسا را نداشتم هنگامی که به پایتخت کشور عزیزمان ایران رسیدم با برادرم تماس گرفته و ماجرا را گفتم و از او خواستم به همراه خانواده مهسا به پایتخت کشور عزیزمان ایران بیایند. شب به منزل خواهرم رفتم و صبح ساعت 9 به محل قرار که یکی از خیابان های نظام آباد بود رفتم. همزمان با من، برادر و خواهرم هم رسیدند ولی خانواده مهسا کمی دیرتر رسیدند و همین مسأله مسئله ساز شد. مهسا کیسه دوایی دستش بود و شروع به صحبت کرد، گرم حرف زدن بودیم که ناگهان روی زمین افتاد.

زن جوان متأهل که جهت چندمین بار از منزل فرارکرده بود، درجریان ملاقات با مرد غریبه، به نحوه مرموزی جان باخت.

من ندیدم او دارویی خورده باشد، ولی برادرم گفت مهسا قرص خورد. سریع با کمک برادرم قرص ها را از دهانش بیرون آوردیم و فوراً او را به بیمارستان بردیم. داشتیم کارهای خوابیدن اش را انجام می دادیم که خانواده مهسا رسیدند. بعد از آن دکتر گفت او را به بیمارستان لقمان انتقال دهیم. آنجا کار شست و شوی معده را انجام دادند. ولی متأسفانه مهسا 17 اردیبهشت و دو روز بعد از این ماجرا فوت کرد. حالا خانواده اش مدعی هستند که او را ربوده و کشته ام. درصورتی که او بدون هماهنگی با من منزل را ترک کرده بود و اشتباهی که انجام دادم این بود که دلم برایش سوخت و به پایتخت کشور عزیزمان ایران آمدم.

به دنبال بیانات مرد جوان، او با قرار بازداشت موقت بازداشت شد تا نتیجه های تحقیقات پزشکی قانونی وسایرابهام های موجود درپرونده مشخص شود.

فوت مرموز زن جوان فراری در قرار خیابانی

واژه های کلیدی: ایران | خانواده | اردیبهشت | اخبار حوادث

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs