یکسان ایران سیاسی فرزندان شورای شهر اصلاح طلبان

یکسان: ایران سیاسی فرزندان شورای شهر اصلاح طلبان انتخابات شورای شهر اخبار سیاسی و اجتماعی

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری آیا موسیقی سنتی به بن‌بست تکرار رسیده است؟

به گزارش ابتکار، موسیقی سنتی ایرانی، که با نام موسیقی اصیل ایرانی، موسیقی کلاسیک ایرانی و موسیقی دستگاهی آشنا می شود،از دستگاه ها، نغمه ها، و آوازهایی ساخته شده

آیا موسیقی سنتی به بن‌بست تکرار رسیده است؟

آیا موسیقی سنتی به بن بست تکرار رسیده است؟

عبارات مهم : مخاطب

به گزارش ابتکار، موسیقی سنتی ایرانی، که با نام موسیقی اصیل ایرانی، موسیقی کلاسیک ایرانی و موسیقی دستگاهی آشنا می شود،از دستگاه ها، نغمه ها، و آوازهایی ساخته شده است که از سال ها پیش از میلاد مسیح تا امروز سینه به سینه در بین مردم کشور عزیزمان ایران جریان داشته، و آنچه که دلنشین تر، راحت تر و قابل فهم تر بوده، هنوز باقی مانده هست. ولی امروزه بعضی می گویند موسیقی سنتی ایرانی دیگر کسل کننده شده است و سقف کوتاهی دارد که به آن هم رسیده است.

آیا موسیقی سنتی به بن‌بست تکرار رسیده است؟

علی قمصری آهنگساز و نوازنده تار دراین باره می گوید: طبق تعریفی که بعضی از واپسگراها از موسیقی سنتی می کنند، سقف آن کوتاه هست، حتی شاید مخاطب تا حدی هم ازاین نوع موسیقی خسته شده است باشد. ولی موسیقی سنتی به معنای تعریف واپسگراها از آن نیست. سنت هر لحظه رونده است و علی رغم آنچه که بعضی از واپسگراها می گویند، موسیقی سنتی در آینده عوض می شود. یعنی امروزی ها سنت را جهت آینده تعریف می کنند. اگر سنت را به صورت یک مفهوم رونده تعریف کنیم، آن وقت من هم با افتخار می گویم یک موزیسین سنتی هستم.

او ادامه می دهد: یکی از مسائلی که امروزه با آن مواجهیم این است خیلی ها نمی گویند ما موزیسین ایرانی هستیم و موسیقی سنتی کار می کنیم، انگار جهت ارزش کسر ارزش است که بگویند موسیقی سنتی کار می کنند. این اشکالی است که اتفاقا بعضی از واپسگراها در تعریف موسیقی یا ترسیم مختصات موسیقی سنتی ایجاد کرده اند.

به گزارش ابتکار، موسیقی سنتی ایرانی، که با نام موسیقی اصیل ایرانی، موسیقی کلاسیک ایرانی و موسیقی دستگاهی آشنا می شود،از دستگاه ها، نغمه ها، و آوازهایی ساخته شده

باید موسیقی سنتی را فرانمایی کنیم

قمصری با اشاره به منابع عظیم موجود در موسیقی سنتی، در مورد راه حل خروج از دام تکراری شدن این موسیقی می افزاید: موسیقی سنتی ما پتانسیل خیلی خوبی دارد. ما باید به شکل خلاقانه ای آن را بارور کنیم نه اینکه فقط آن را باز نمایی کنیم. باید بتوانیم آن را فرانمایی کنیم و به آفرینش هنری دست بزنیم. ما نمی توانیم لباس های پر زرق و برق تن موسیقی سنتی کنیم که فقط لباس های پر زرق و برق دیده شود و سنت را مخفی کند. نباید المان های جدیدی را به آن وصله پینه کنیم و کلاژی بسازیم و آن را شکل جدیدی معرفی کنیم. این روش صحیحی نیست. این روش شاید جهت جذب مخاطب باشد، به عنوان نمونه مثل کارهای تلفیقی که المان هایی را به موسیقی سنتی وصله کرده هست. به نظر من این کار خیانت به موسیقی سنتی هست، چون موسیقی سنتی را با یک هویت تازه معرفی می کند و مخاطب ناآگاه هم فکر می کند موسیقی سنتی همان چیزی است که می شنود. من شخصا با دو ساز، بیش از چهل شهر کشور عزیزمان ایران را گشته ام، همه جا هم با استقبال خیلی خوبی مواجه شده است ام، آن هم با موسیقی بی کلام که هیچ المان غیر سنتی در آن نبوده هست، این نشان می دهد که موسیقی سنتی مخاطبان خودش را دارد.

او ادامه می دهد: موسیقی سنتی فقط به معنای آنچه که در دستگاه ها وجود دارد، نیست. به عنوان نمونه کارهای استاد کلهر نمونه بارز این داستان هستند یا اتفاقاتی که در نسل قبل از ما رقم خورده هم همینطور. تنها راه ما جهت ساکن نبودن موسیقی سنتی این است که بتوانیم با تمرکز بر المان ها و منابعی که در آن وجود دارد، خودش را بارور کنیم، نه اینکه لباس پر زرق و برقی به آن بپوشانیم.

موسیقی سنتی را نپرستیم

آیا موسیقی سنتی به بن‌بست تکرار رسیده است؟

قمصری بارها اشاره می کند که تعریف موسیقی سنتی آن چیزی نیست که واپسگراها می گویند، او راجع به تعریف این نوع موسیقی می گوید: موسیقی سنتی، مجموعه مدونی است از آن چه که در تاریخ وجود داشته که به وسیله بعضی از موزیسین ها و نطریه پرداز ها به عنوان ردیف دستگاهی و بعضی از مشتقاتش و مجموعه ای شنیداری به ما داده شده است هست. به اضافه که قرار است نسل به نسل این کوله بار را روی شانه هایمان بگذاریم و حرکتش بدهیم، نه اینکه فقط به آن اقتدا کنیم.باید موسیقی سنتی را تحسین کنیم ولی نپرستیمش. سنت ادامه دار هست، سنت مدفون نشده و نباید موزه ای به آن نگاه کنیم. نگاه موزه ای می تواند، نگاه پژوهشی به موسیقی باشد ولی اگر جهت موسیقی ای که قرار است روی صحنه ای برود که هزاران نفر آن را ببینند، نمی شود به آن نگاه موزه ای داشت. نباید انتظار داشته باشیم که مخاطب این موسیقی به اندازه مخاطبان موسیقی پاپ باشد. اگر موسیقی سنتی به میزان موسیقی پاپ مخاطب داشته باشد، یعنی در جایی از آن موسیقی سنتی، المان های اضافی مردم پسند اضافه شده است که باید فهمید که آن المان های تجاری چه هستند.

او در پاسخ به این پرسش ما که آیا می شود دستگاه ها و ردیف هایی تازه به موسیقی سنتی ایرانی افزود، می گوید: بگذارید مثالی جهت تان بزنم، دستگاه های موسیقی فلامنکو در کتاب هایی نوشته شده است هست. نسل به نسل با استفاده از همان دستگاه ها و خلاقیت روی همان دستگاه ها چیزها تازه ای خلق شده است اند. لزوما دستگاه ها نباید عوض کردن کنند، آن چیزهایی که روی آن دستگاه ها ساخته می شود باید عوض کردن کنند. ما سال های درازی می توانیم طبق این دستگاه ها موسیقی تازه ای خلق کنیم. این باعث رونده بودن موسیقی سنتی می شود. حتی گاهی اگر این جریان تثبیت شود، مثل فضای داد و بیداد استاد علیزاده، توانایی اضافه شدن به دستگاه های موسیقی هم وجود دارد. شاید نسل های بعدی به این نتیجه برسند که این ها را به کتاب اضافه کنند، ولی منظور من این نیست که حتما باید به کتاب یا منابع مان چیزی اضافه شود، منظورم خلاقیت روی دستگاه ها است.

به گزارش ابتکار، موسیقی سنتی ایرانی، که با نام موسیقی اصیل ایرانی، موسیقی کلاسیک ایرانی و موسیقی دستگاهی آشنا می شود،از دستگاه ها، نغمه ها، و آوازهایی ساخته شده

موسیقی سنتی، موسیقی سنتی است!

اردشیر کامکار، نوازنده کمانچه و ویولن که از اعضای گروه کامکارها هست، راجع به موسیقی سنتی و چاچوب هایش و خلاقیت در آن می گوید: موسیقی سنتی شخصیت و ژانر خودش را دارد و در چارچوب موسیقی سنتی و با استفاده از سازهای موسیقی سنتی می شود، خلاقیت هایی داشت ولی موسیقی سنتی، موسیقی سنتی است دیگر! هنگامی که بخواهی کار دیگری رویش انجام بدهی، می شود نوع دیگری از موسیقی که در قالب موسیقی ملی قرار می گیرد، موسیقی سنتی باید چارچوب خودش را داشته باشد. باید پیش درآمد داشته باشد، چهار مضراب داشته باشد که وسطش آواز خوانده شود و یک خواننده متبحر و نیرومند می خواهد که آواز بخواند و یک نوازنده نیرومند که جواب آواز را بدهد.

او در پاسخ به این پرسش که ما می توانیم با حفظ مولفه های موسیقی سنتی و اصول آن، موسیقی جدیدی بسازیم که جهت مخاطب تازگی داشته باشد، می گوید: صد در صد. اگر روی موسیقی کار انجام شود و با ابزار های موسیقی سنتی روش دیگری دنبال شود، این امر امکان پذیر هست. ولی آن موقع دیگر نمی شود اسمش را موسیقی سنتی گذاشت. به عنوان نمونه کاری که آقای علیزاده یا ما کامکارها انجام می دهیم در قالب موسیقی سنتی با تعریف قدیم قرار نمی گیرد، کار ما مثل دوره نیست. خیلی از گروه هایی که ساز می زنند دیگر موسیقی سنتی اجرا نمی کنند بلکه موسیقی آنها در قالب موسیقی ملی قرار می گیرد.

آیا موسیقی سنتی به بن‌بست تکرار رسیده است؟

با در نظر گرفتن همه این پرسشها ولی هنوز نمی توانیم ادعا کنیم که موسیقی سنتی امروز موسیقی در حال رشد هست، شاید روزی باز هم آقا علی اکبر فراهانی دیگری متولد شود و جان تازه ای به این موسیقی روح نواز بدمد.

واژه های کلیدی: مخاطب | ایرانی | ایرانی | دستگاه | موسیقی | اخبار فرهنگی و هنری

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs